آیا قدرشناس اینهمه نعمت هستیم؟!
دلنوشته ای از روانشاد مهندس علی پازوكی
محقق حشره شناس و طبیعت گرد ایرانی
تهیه و بازنشر: مجید اسکندری
حتما بخوانید!
از این كهن بوم و بر، كه از دیر باز ایران نام گرفته، گفتن بسی دشوار است. ایران تمدنی و فرهنگی، ایران تاریخی، فلات ایران و ایران امروزی هر یك شگفتیهایی دارند كه ایرانیان را از سر عشق به میهن گاهی به وادی اغراق و گزافهگویی رهنمون میشود تا آنجا كه بسیاری از متعلقات ایران و ایرانیان را در جهان بیهمانند و برترین میخوانند. گزافههای شیرین كه از حقیقت نیز حصه و بهره كافی دارند. اگر به دیده انصاف بنگریم، اغراقگوییهای ما ایرانیان ریشه در واقعیاتی دارد كه تنها آنان را پررنگتر جلوه میدهیم. همین ایران امروزی واجد آنچنان ویژگیهای اعجاب برانگیزی است كه اگر غیر ایرانیان صاحب آنها بودند چه بسا بیشتر و بسیار بیشتر از ما، راه اغراق میپیمودند.
اگر نیك بنگریم، میبینیم كه ایران و ایرانی هرچه را آرزو كنند، در سرزمین خویش و در جوار خود دارند. كویر بزرگ نمك و دشت گسترده و بیگیاه لوت كه به قول دكتر كردوانی (كویرشناس بزرگ) گرمترین مكان بر سطح كره خاكی است، رشته كوههای عظیم البرز و زاگرس با شمار زیادی قله فراتر از 4000 متر، درههای پیچ در پیچ و عمیق، دیوارههای صخرهای و سنگی بلند (از جمله دیواره 800 متری علم كوه)، غارهای بزرگ و شگفتیساز، رودهای خروشان، آبشارهای زیبا، چشمههای زلال و پرآب، كوههای پر برف، جنگلهای سرسبز هیركانی در شمال و بلوط و بنه در طول رشته كوههای زاگرس، مراتع سرسبز، بزرگترین دریاچه جهان در شمال و خلیج فارس و دریای عمان در جنوب، دریاچههای شور و شیرین داخلی، تالابهای زیبا، معادن بیشمار و پرارزش و ...... همه و همه در این سرزمین در دسترس همگان هستند تا ایرانی حسرت دیگر كشورها را نداشته باشد و بر دیگران غبطه نخورد.
كدام كشور را تا این حد از خشكی و كم بارانی سراغ داریم كه بیش از 8000 گونه گیاهی، فلور (مجموعه گیاهی) غنی آنرا تشكیل دهد و فون (مجموعه جانوری) آن به درجهای از غنا باشد كه در تعداد گونههای پرندگانش (با بیش از 500 گونه) با قارهای همچون اروپا سر رقابت و همسری داشته باشد. فون ایران از جمله مجموعه حشرات آن از سه منطقه جغرافیای جانوری اصلی جهان گونههای بسیاری را درخود جای داده و فلور ایران كه با آنهمه گونه گیاهی، صاحب شمار كثیری از گیاهان بومی (endemic) و مختص این كشور است، تماماً نعماتی است كه ایزد یكتا در این سرزمین به ودیعه نهاده است. كشوری كه خاستگاه شماری از تمدنهای كهن و نیز پرورنده فرهنگهای ناب است. همچنین، بسیاری از گیاهان زراعی و دارویی، درختان و درختچههای مثمر و غیرمثمر و گونههای گیاهی زینتی و مرتعی كه امروزه غذا و دوای آدمی را بر پهنه گیتی فراهم میآورند یا ریشه در خاك زرخیر و دامنگیر فلات ایران دارند و از این سرزمین اهورایی به دیگر نقاط جهان راه یافتهاند یا ایرانیان هوشمند و خلاق آنان را از نقاط دیگر گرفته، پرورش داده و باعث انتشار آنها در این میهن شدهاند.
كدام كشور را سراغ داریم كه با وسعتی نه چندان زیاد، اینهمه تنوع اقلیمی و گوناگونی آب و هوایی داشته باشد، آنچنان تنوعی كه گاهی در فاصلهای اندك و حتی چندین كیلومتری آب و هوای معتدل یا سردسیر را در كنار اقلیم نیمه گرمسیری و گردو و زردآلو را در نزدیكی انبه و موز مییابیم، از جبال بارز كرمان با برف زمستانی و آب و هوای ییلاقی تابستانی (مثلاً دهبكری را در نظر آوریم) تا دشت زرخیر و گرم جیرفت، فاصلهای اندك است. از دشت ایسین با گرمای سوزان و باغهای موز و گارمزنگی و انبه تا ارتفاعات گنو و درختان میوه سردسیری آن تنها چند كیلومتر فاصله است، از این مثالها در ایران ما فراوان است. دریاها، دریاچهها و رودهای ایران شماری از بهترین آبزیان جهان از جمله خاویار طلایی دریای مازندارن و ماهیان و میگوهای ازرشمند خلیج فارس و شاه میگوی لابستر (Lobster) دریای عمان را در خود جای دادهاند. آیا قدرشناس اینهمه نعمت هستیم؟!.
نگارنده این سطور همه ساله حدود شش ماه از عمر خدمت تحقیقاتی 37 ساله خود را در طبیعت زیبا و غنی ایران برای شناخت فون حشرات كشور صرف كرده و هر سال حسرت سال قبل را خورده و با كمال اندوه، نابودی بسیاری از مواهب طبیعی ایران را به چشم دیده است. با خودمان و با طبیعت كشورمان چه كردهایم؟ چمن زیبای رادكان، سلطانیه و كالپوش كجا هستند؟ جنگلهای انبوه شمال با درختان عظیم و گونههای گیاهی و جانوری ازرشمند آنها چرا به این حال نزار افتادهاند، درختان سر به فلك كشیده راش و بلند مازو و شمشاد و مخلوق با شكوهی چون ببر مازندران را چگونه از دست دادهایم؟ شیر ایران را چه كردهایم؟ جنگلهای بلوط و بنه زاگرس چرا این چنین نزار شدهاند؟ با طبیعت و زیباییهای طبیعی كشورمان همان میكنیم كه در طول تاریخ درازمان با آثار تاریخی خود كردهایم، استاد گرانپایه دكتر باستانی پاریزی در جایی نوشته است، ”ما ایرانیان هیچ اثر تاریخی را بیش از پنجاه سال حفظ نمیكنیم“ (نقل به مضمون)، بیش از 2000 سال هر كه سنگ و خشت، ستون و سر ستون خواست از تختجمشید به غارت برد تا بنای خانه یا كاخ خویش بر پا دارد و چه باكشان اگر این اثر عظیم نابود میشد. به واقع تختجمشید باید چقدر عظیم بوده باشد كه در این دوران دراز اینهمه ویرانش كردهاند، اما باز هم با این عظمت هنوز پای برجا مانده است، به آثار تمدن عظیم باستانی دشت جیرفت چنان بیرحمانه تاختیم كه بازارهای عتیقه و آثار باستانی پاكستان، لندن و نیویورك را اشباع كردیم. چرا هرجا برای گردش و استفاده از زیباییهای طبیعی پای میگذاریم، این چنین آلودهاش میكنیم؟ جانوران را میكشیم یا اسیر میكنیم، گیاهان و گلها را لگدمال میكنیم و تا میتوانیم زبالههای نابودكننده طبیعت برجای میگذاریم، آبهای رودها و چشمهها و دریاچه و دریاهایمان را میآلاییم و اگر یك بار دیگر به طبیعت پناه ببریم، از رؤیت آنهمه آلودگی و زباله خشمگین میشویم، بر میآشوبیم و فراموش میكنیم كه خود چنین كرده و میكنیم حال آنكه این آلودگیها را شاید خود مسبب بودهایم. شهرها و حتی روستاهایمان را آنچنان آلوده كردهایم كه گیاهان و جانوران كمتر به چشم میآیند، این همه آلاینده دستپخت بیتوجهی خود ماست. انصاف بدهیم كه هیچ دولت و نظامی نمیتواند این نابسامانیهای زیستمحیطی را به سامان آورد مگر آنكه مردم یكپارچه و دست در دست هم از آلودهسازی بپرهیزند و طبیعت را پاك نگهدارند، امیدوارم روزی را ببینم كه ایرانیان زیبادوست و عاشقطبیعت با آنهمه شور میهنپرستی، حفاظت از طبیعت را در كنار طبیعتگردی برخود واجب شمارند. هم ایرانگردی را رونق بخشند و هم جانب طبیعت و محیطزیست خود را نگهدارند. به جانوران و گیاهان، به دشت و دمن، به كوه و كوهستان و به آب و خاك به مثابه شاهكارهای خلقت خداوندی ارج نهند و احترام بگذارند.



.w_748,h_90,r_k.jpg)


